محمداسماعیل
پس از قطع سایت برای مدتی کوتاه، هم اکنون در خدمت شما هستیم...
دیدگاه
·
1391/02/4 - 12:52
·
اشتراک
· 1 امتیاز + /
0 امتیاز -
محمداسماعیل
مترسک گفت : ای گندم تو گواه باش مرا برای ترساندن آفریدند اما من عاشق پرنده ای بودم که از گرسنگی مرد...
·
1390/09/30 - 20:49
·
اشتراک
· 1 امتیاز + /
0 امتیاز -
محمداسماعیل
پاییز ،فصل سوم از کتاب یک سال زندگی مان بود اما ،سر فصل کتاب عشق ودلدادگی انسانهاییست که حماسه ی دوستی و احساسشان ،هزار رنگ خزان است و خش خش برگ های سوخته ازشمع عاشقی.شب چله ی تان ای دوستان برگ باران.
دیدگاه
·
1390/09/30 - 20:48
·
اشتراک
· 1 امتیاز + /
0 امتیاز -
محمداسماعیل
چیزهایی در زندگی هست که برچسبی روی خود دارند با این مضمون :« تو قدر مرا نخواهی دانست , مگر اینکه مرا از دست بدهی و دوباره به دست بیاوری .» ((پائولو كوئيليو))
دیدگاه
·
1390/09/30 - 20:46
·
اشتراک
· 1 امتیاز + /
0 امتیاز -
محمداسماعیل
سکـــوتـــــ... و دیگر هیـــچ نــمی گویم ...! که این بزرگترین اعتـــراض ِ دل مــن است به تــــو ... سکـــوت را دوســت دارم بــه خاطر ابــهت بی پـایانــش
محمداسماعیل
به سلامتی ایرانسل که به آدم میفهمونه،قبول کردن بعضی پیشنهادها ،فقط از اعتبار آدم کم میکنه!
دیدگاه
·
1390/09/15 - 00:31
·
اشتراک
· 1 امتیاز + /
1 امتیاز -
محمداسماعیل
غروب ِ جمعه یعنی همین نداشتنت که نه هر هفته که هر روز تکرار میشود / صبا میراسماعیلی
محمداسماعیل
برای خداحافظی نیا ؛ اگر می خواهی بروی ، بی خبر برو ... می گویند آدم ها تا چیزی را به چشم نبینند ، باور نمی کنند ...
محمداسماعیل
وقتی یکیمان گرفتهحال بودیم و دیگری نمیتوانستیم کاری کنیم، همیشه یک راه باقی بود. مثل الان، که میگویم: ناراحت نباش تا نباشم، خوب باش تا خوب باشم.